آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

سامانه پیامک کانون فرهنگی هنری حضرت فاطمه الزهرا(س) راه اندازی شد.

 

جهت دریافت پیامک های مذهبی و زیبا کلمه یامهدی(عج) را به شماره۲۰۰۰۹۳۵۱۵۱۱۸۷۹ را ارسال نمایید. 

لازم به ذکر است می توانید پیامک های زیبای خود را جهت ارسال عمومی ودرج در نشریه و وبلاگ کانون به همین شماره ۲۰۰۰۹۳۵۱۵۱۱۸۷۹ارسال نمایید. 

 

معاونت ارتباطات کانون فرهنگی هنری حضرت فاطمه الزهرا(س)

پروردگارت نسبت به آنها که از روی جهالت ،بدی کرده اند،


سپس توبه کرده و اصلاح کرده اند،پروردگارت بعد از آن آمرزنده ومهربان است.


سوره مبارکه نحل-آیه119

 


1- نصیحت از سر اخلاص

«أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِکَثْرَةِ الذِّکْرِ.»

هان اى مردم! کسى که براى خدا نصیحت کند و کلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیکویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذکر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.

 


2- شناخت هدایت

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّکُوا بِمیثاقِ الْکِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ کَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»

به یقین بدانید که شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن که صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّک پیدا نمىکنید تا کسانى را که دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان که شایسته تلاوت است تلاوت نمىکنید تا آنها را که تحریفش کردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید که آن که اهل هوى است چگونه سقوط خواهد کرد.


3- فاصله میان حقّ و باطل

«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.


4- آزادى و اختیار انسان

«مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَکْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَکَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِکُ لِما مَلَّکَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»

هر که گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابکار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملکت وجود رها نکرده، بلکه او مالک هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا کرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.


5- زهد و حلم و درستى

« قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ کَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْکُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْکَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»

از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بىرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى.


6- تقوا

«أَلتَّقْوى بابُ کُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَة وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»

تقوا و پرهیزکارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حکمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر که از با تقوایان کامیاب گشته به وسیله تقوا کامیاب شده است.


7- خلیفه به حقّ

«إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

خلافت فقط از آنِ کسى است که به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل کند، و به جان خودم سوگند که ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.


8- حقیقت کرم و دنائت

«قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْکَرَمُ؟قالَ: أَلاِْبْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الَْمحَلِّ. قیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ.»

از امام مجتبى سؤال شد: کرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: کوچک بینى و دریغ از اندک.


9- مشورت مایه رشد و هدایت

«ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»

هیچ قومى با همدیگر مشورت نکنند، مگر آن که به رشد و کمالشان هدایت شوند.


10- لئامت و پستى

«أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَةَ.»

پستى آن است که شکر نعمت را نکنى.


11- بدتر از ننگ و زبونى

«أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.»

ننگ و زبونى بهتر از دوزخ رفتن است.


12- رفیق شناسى

«قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.»

امام حسن(علیه السلام) به یکى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مکن تا بدانى کجاها مىرود و کجاها مىآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.


13- کار با توکّل

«لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّکِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ.»

چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کار کن].


14- خویشاوند و بیگانه واقعى

«أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»

خـویشاونـد کسـى است کـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیک کرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه کسـى است کـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیک باشد.


15- اعتماد به مقدَّرات الهى

«مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»

هر که به نیک گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىکند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.


16- آثار رفت و آمد در مسجد

«مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْکَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.»

هر که پیوسته به مسجد رود به یکى از این هشت فایده مىرسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)،2ـ دوستى قابل استفاده،3ـ دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار،5ـ سخنى که به راه راستش کشد،6ـ یا سخنى که او را از پستى برهاند،7ـ و ترک گناهان به خاطر شرم از خدا،8ـ یا ترک گناهان به خاطر خوف از خدا.


17- بهترین چشم و گوش و دل

«إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ.»

همانا بیناترین دیده ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوشها آن است که پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است که از شبهه ها پاک باشد.


18- تزکیه در پرتو عبادت

«إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.»

به راستى هر که عبادت را به خاطر عبادت طلب کند خود را تزکیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید.


19- عاقل خیرخواه

«لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.»

عاقل و خردمند به کسى که از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نکند.


20- ارزش دادن به آثار عبادت

«إِذا لَقِىَ أَحَدُکُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.»

هر گاه یکى از شما برادر خود را ملاقات کند، باید که محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.


21- امید و پشتکار

«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنـَّکَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنـَّکَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.»

براى دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگى مىکنى، و براى آخرتت به گونه اى کارکن که گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شکوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى.


22- نشانه هاى مکارم اخلاق

«مَکارِمُ الاَْخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ إِعْطاءُ السّائِلِ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الْمُکافاتُ بِالصَّنائِعِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ التَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ، وَ مَعْرِفَةُ الْحَقِّ لِلصّاحِبِ وَ قِرْىُ الضَّیفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ.»

مکارمو فضائل اخلاق ده چیز است:1 ـ راستگویى، 2 ـ راستگویى در وقت سختى و گرفتارى، 3 ـ بخشش به سائل، 4 ـ خوش خُلقى، 5 ـ پاداش در مقابل کارها و ابتکارات، 6 ـ پیوند با خویشان، 7 ـ حمایت از همسایه، 8 ـ حق شناسى درباره دوست و رفیق، 9 ـ میهمان نوازى، 10 ـ و در رأس همه اینها شرم و حیاست.


23- پرهیز از تملّق و بدگویى

«قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاکَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْکَ أَوْتُکَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَکْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.»

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش کنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا کسى را نزد من بدگویى نمایى.


24- عوامل هلاکت آدمى

هَلاکُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْکِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.

أَلْکِبْرُ بِهِ هَلاکُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ.

أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ.

أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.

هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد.

تکبّر که به سبب آن دین از بین مىرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

حرص که دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.

حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.


25- تقوا و تفکّر

«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَکُّرِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ أَبُو کُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفکّر و اندیشه سفارش مىکنم، زیرا که تفکّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.


26- شستشوى دستها قبل و بعد از غذ

«غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.»

شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید.


27- دنیا، سراى عمل

«أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ.»

مردم در این دنیا در سراى بىخبرى و غفلت به سر مىبرند، کار مىکنند و نمىدانند. وقتى که به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین مىرسند، آن گاه است که مىدانند، ولى دیگر کار نمىکنند.


28- همراهى با مردم

«صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوکَ.»

چنان با مردم مصاحبت داشته باش که خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت کنند.


29- عقاب و ثواب مضاعف

«وَ اللّهِ إِنّى لاََخافُ أَنْ یضاعَفَ لِلْعاصى مِنَّا الْعَذابُ ضِعْفَینِ وَ أَرْجُوا أَنْ یؤْتِىَ الُْمحْسِنَ مِنّا أَجْرَهُ مَرَّتَینِ.»

به خدا قسم من ترس از آن دارم که عذاب گناهکاران از ما اهل بیت دو چندان گردد، و امید آن را دارم که نیکوکار از ما اهل بیت نیز پاداشش دو برابر باشد.


30- نقش عقل، همّت و دین

«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

کسى که عقل ندارد، ادب ندارد و کسى که همّت ندارد، جوانمردى ندارد و کسى که دین ندارد، حیا ندارد.


31- تعلیم و تعلّم

«عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَکَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِکَ.»

مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.


32- روى آوردن به چه کسى؟

«لا تَأْتِ رَجُلاً إِلاّ أَنْ تَرْجُوَ نَوالَهُ أَوْ تَخافَ بَأْسَهُ أَوْ تَسْتَفیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَکَتَهُ وَ دُعائَهُ أَوْ تَصِلَ رَحِمًا بَینَکَ وَ بَینَهُ.»

نزد کسى مرو، مگر آن که به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناک، یا از دانشش بهره مند، یا به برکت و دعایش امیدوار باشى، یا آن که بین تو و او پیوند خویشاوندىاى باشد.


33- عقل و جهل

«لا غِنى أَکْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»

هیچ بىنیازىاى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سختتر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست.


34- على(علیه السلام)، دروازه ایمان

«إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ کانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِرًا.»

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر که داخل آن شد مؤمن و هر که خارج از آن شد کافر است.


35- حقّ اهل بیت

«وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ لا ینْتَقِصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنا إِلاّ نَقَصَهُ اللّهُ مِنْ عَمَلِهِ.»

قسم به خدایى که محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ کس از حقّ ما اهل بیت چیزى را کم نکند، مگر آن که خداوند از عملش چیزى را کم گرداند.


36- اوّل سلام، آن گاه کلام

«مَنْ بَدَأَ بِالْکَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ.»

کسى که پیش از سلام کردن، آغاز به سخن گفتن نماید، جوابش را ندهید!


37- نیکى و پرسش؟

«أَلشُّرُوعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الاِْعْطاءُ قَبْلَ السُّؤالِ مِنْ أَکْبَرِ السُّؤْدَدِ.»

آغاز نمودن به نیکى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگىهاست.


38- فراگیرى و کتابت دانش

«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاکْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیوتِکُمْ.»

دانش را فرا گیرید و اگر توانِ حفظ کردنش را ندارید آن را بنویسید و در خانههایتان بگذارید.


39- دعاى مستجاب

«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»

کسى که در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نکند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.


40- عبادت و پرستش

«مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ کُلَّ شَىْء.»

کسى که خدا را اطاعت و عبادت کند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.

محمد طالبی، مسئول برگزاری طرح توسعه گردشگری دینی و فرهنگی در کانون حضرت فاطمه الزهرا(س) در گفتگو با خبرنگار شبستان در قم تصریح کرد: طرح توسعه گردشگری دینی و فرهنگی از سوی دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری به کانون حضرت فاطمه الزهرا(س) "کانون تخصصی همایش ها و اردوها" ابلاغ شد و در همین راستا از هر استان یک نفر از مسئولان کانون ها انتخاب و برای شرکت در این طرح به قم آمده اند.


وی ادامه داد: مجموعاً 32 نفر از تمام استان های کشور برای شرکت در این طرح امروز (29 آذر) در قم حضور یافته و پذیرش می شوند.


مسئول برگزاری طرح توسعه گردشگری دینی و فرهنگی افزود: این طرح با هدف آشنایی بیشتر منتخبان کانون های سراسر کشور با استان قم و حضور در جوارکار مبارک حضرت معصومه (س) برگزار می شود و همچنین به شرکت کنندگان در مدت حضور در قم آموزش های بردی جهت ارائه و اجرا در کانون های خود در استان های محل سکونتشان ارائه می شود و همچنین در جلسات هم اندیشی مسئولان کانون های شرکت کننده به انتقال تجربیات خود با یکدیگر می پردازند.


وی با اشاره به دیگر برنامه های در نظر گرفته شده در خلال برگزاری این طرح، خاطرنشان کرد: در این دوره برنامه های آموزشی، فرهنگی و زیارتی و همچنین برگزاری چهار کمیسیون آموزشی، تربیتی و فرهنگی برای شرکت کنندگان در نظر گرفته شده است.
 

طالبی با اشاره به برنامه های مذهبی تدارک دیده شده برای 32 نفر نمایندگان کانون های استان های کشور در این طرح، گفت: حضور در مسجد مقدس جمکران، دیدار با حجت الاسلام سعیدی؛ امام جمعه قم و همچنین بازدید از کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی و بازدید از مراکز فرهنگی حرم مطهر حضرت معصومه (س) از جمله این برنامه هاست.


وی افزود: بازدید از دو کانون تخصصی پژوهش "میثم تمار" و کانون تخصصی قرآن و نماز "تبیان" در برنامه های شرکت کنندگان در این طرح تدارک دیده شده و همچنین این افراد در مدت حضور در قم از منزل امام خمینی (ره) بازدید کرده و برای تجدید میثاق با شهدا در گلزار شهدا نیز حضور خواهند یافت.


طالبی خاطرنشان کرد: شرکت کنندگان در این طرح امروز در هتل فدک پذیرش و اسکان داده می شوند و تا جمعه دوم دی ماه در قم حضور دارند.

مراسم عزاداری دهه اول محرم


از یک شنبه ۹۰/۹/۶به مدت ۱۲شب ساعت19:30


قم خ امامزاده ابراهیم(ع) ک۱۲ مسجد حضرت فاطمه(سلام الله علیها)


برنامه ها:

قرائت قرآن


توسط قاری نوجوان:کربلایی حمیدرضا بادی


قرائت زیارت عاشورا


توسط برادران مجتبی دسترنج-سید ابوالفضل موسوی-علی اکبرکارگر


مداحی


توسط کربلایی علیرضا حیدری


سخنرانی


توسط حجه الاسلام والمسلمین میراسماعیلی


از عموم ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت (ع)دعوت می شود تا در این مراسم شرکت نمایند.


التماس دعا



بسمه تعالی

انواع علایم ظهور *

علائمی که مخصوص به خود آن حضرت هستند. که هر وقت، بر خود حضرت ظاهر شوند حضرت متوجه قیام خود شده و ظهور می فرمایند، مثل بیرون آمدن شمشیر حضرت از غلاف باز شدن پرچم و علائم دیگر.

 * علائم غیر حتمی، هستند که نشان از نزدیکی ظهور حضرت بوده و رخ دادن آنها حتمی نیست یعنی این احتمال وجود دارد که ظهور بدون این علائم تحقق یابد و در روایات و احادیث معصومین(علیهم السلام) به آنها اشاره شده است علائم حتمی ظهور علائم حتمی، علائمی هستند که پیش از ظهور حتما اتفاق خواهند افتاد. با ظهور این علائم، مردم متوجه نزدیک شدن، و به پایان رسیدن شب سیه و ظلمانی می شوند و پس از آن حضرت ظهور می فرمایند و جهان را با عدالت و حکومت خود، از ظلمها و بدیها می رهانند. در اینجا به تبیین برخی از علائم حتمی ظهور می پردازیم :

*دجّال: دجال شخصی است که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق،‌سرخ ‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد محل خروج دجال است که در روایات مکآنهای مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت می‌رسد که در این باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌کنند بعضی قائلند که به دست حضرت عیسی و بعضی به دست حضرت مهدی (عج) جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم. *سفیانی: در خصوص سفیانی دو دسته روایت داریم: دسته اول اینکه: پیش از ظهور حضرت حجت (عج) مردی از نسل ابوسفیان خروج می کند که مردی است ظاهرالصلاح و به ذکر خدا مشغول ولی پلید و فریبکار است و دولت عباسی را برای همیشه منقرض می کند و شیعیان زیادی را به قتل می رساند و از ظهور آن حضرت اطلاع می یابد لشگری برای کشتن آن حضرت می فرستد که در بیابان بین مکه و مدینه در زمین فرو می روند. دسته دوم: اینکه سفیانی جنبه توصیفی داشته باشد نه شخصی یعنی در مقابل هر مرد انقلابی و مصلح راستین یک (یا چند) سفیانی قد علم خواهند کرد. *سید حسنی بر اساس احادیث و روایات، خروج سید حسنی، ‌از نشانه‌های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سید حسنی جوانی خوش سیماست که از سرزمین دیلم و قزوین برای نصرت و یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام می‌نماید و با بانگی رسا و بیانی شیوا فریاد بر می‌آورد که به یاری آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ برسید و از شما طلب یاری می‌کند. مردان از طالقان که شوق شدید به جهاد دارند به او پاسخ مثبت می‌دهند سید حسنی، پس از دوران طولانی، زمام امور مناطقی را به دست می‌گیرد و اندکی پیش از ظهور به سوی عراق وکوفه می‌رود و از دیلم و قزوین تا کوفه زمین را از لوث وجود ظالمان پاک می‌کند و سرانجام کوفه را محل اقامت خویش قرار می‌دهد؛ مدتی در کوفه اقامت می‌نمایند و سپس «خبر ظهور مهدی (عج) به ایشان می‌رسد، سید با یارانش به محضر حضرت مشرف می‌شوند و از آن حضرت مطالبه دلایل امامت و موارث انبیاء را می‌نماید.

*قیام سید خراسانی قیام سید خراسانی یکی از علائم و نشانه های ظهور مهدی موعود (عج) معرفی شده است و روایات زیادی در این زمینه نظیر روایت ذیل وجود دارد «خروج خراسانی،‌سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز است.» و در برخی از روایات خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند که خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف کوفه در حرکت اند در مجموع از روایات چنین استفاده می شود که قیام سید خراسانی از مشرق زمین آغاز و به سوی عراق به پیش می رود در مورد صفات جسمانی سید خراسانی نیز برداشتهای متفاوت و گوناگون وجود دارد مثلاً از کلمه «فتی» که در روایات مربوط به سید خراسانی یا حسنی ذکر شده است بعضی جوانی سنی را فهمیده و در نتیجه می گویند سید خراسانی هنگام قیامش، جوان است در حالی که برخی دیگر جوان مردی را معنی مناسب برای آن می دانند و می گویند جوان مردی یکی از ویژگی های سید خراسانی است نه اینکه سید خراسانی هنگام قیام در سنین جوانی قرار داشته باشدیکی دیگر از صفات جسمانی سید خراسانی داشتن خال بر گونه و یا دست راست است و در تفسیر آن نیز احتمالات مختلف وجود دارد که آیا به معنی خال معروف است و یا اینکه از ماده خلل و به معنی آسیب دیدگی و نقص است. علائم غیر حتمی علایم غیرحتمی، با ظهور ارتباط استلزامی ندارند، زیرا ممکن است برخی از آنها اصلا واقع نشود ولی ظهور تحقق یابد. و احتمال دارد برخی از نشانه‌ها حادث شود ولی ظهور توأم و همزمان با آنها شکل نگیرد و بدین بیان که: این نشانه‌ها، بیانگر ظرف تحقق ظهور باشند، مانند اینکه گفته شود: نامه رسان هنگامی می‌آید که هوا صاف باشد. منظور این است که نامه رسان در زمان نامساعد بودن هوا نخواهد آمد، نه این که هر وقت هوا صاف بود او می‌آید. در باب علایم ظهور نیز مراد این است که حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در غیر این اوضاع ظهور نخواهد فرمود، نه این که هر وقت این اوضاع پدیدار شد،‌ حضرتش باید ظهور کند. از مباحث یاد شده بر می‌آید که فساد و... شرط ظهور نبوده بلکه نشانه‌های ظهور هستند. از جمله علائم غیر حتمی ظهور، گسترش و فراگیر شدن فساد می باشد. - یکی دیگر از علائمی که در روایات به آن اشاره و تاکید شده است، تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر در جهان و خصوصاً در بین مسلمین می باشد - علامت دیگر که به عنوان علامت آخر الزمان در روایات وارد شده است، ترویج ربا خواری می باشد. - علامت دیگر، قطع رحم می باشد. در حدیث شریفی از پیامبر وارد شده است که «در آخر الزمان قطع رحم شایع گردیده و مردم به خاطر طعام دادن بر هم منّت گذارند، آنگاه که بزرگترها بر کوچکترها محبت نکنند و حیای کوچکترها بسیار کم شود.» - یکی دیگر از علائم این است که پدران فرائض مذهبی و دینی را به فرزندان خود یاد ندهند و به فکر یادگیری فرائض الهی و مسائل دینی از ناحیه فرزندان خود نباشند. و در روایت آمده است که پدران به این قانع هستند که فرزندان آنها متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند.
- و در روایتی امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ به یکی از یاران خود نشانه های ظهور را چنین برمی شمرد:

*. هرگاه دیدی که حق بمیرد و طرفدارانش نابود شوند.

*. و دیدی که: ظلم و ستم فراگیر شده است.

*. و دیدی که: قرآن فرسوده و بدعت‌هائی از روی هوا و هوس،در مفاهیم آن آمده است.

*. و دیدی که: دین خدا (عملاً) توخالی شده، همانند ظرفی که آن را واژگون سازند.

*۰و دیدی که: طرف‌داران و اهل باطل بر اهل حق پیشی گرفته‌اند

تنها کسانی دروغ می بندند که به آیات خدا ایمان ندارند


(آری)دروغگویان واقعی آنها هستند!


سوره مبارکه نحل آیه ۱۰۵

۱۰ نکته آموزنده از حضرت رضا علیه السلام
اندیشه - گوشه ای از سخنان نغز و کلمات آموزنده امام هشتم (ع)

1- سکوت و دم فرو بستن از کلام نابجا از درهای حکمت است و محبّت دیگران را جلب می کند و راهنمای انسان بر هر امر خیری است.
2- دوست هر کس عقل او و دشمنش جهل و نادانی اوست.
3- محبّت به مردم نیمی از عقل است.

4-عقل کسی کامل نیست مگر اینکه در او ده خصلت باشد: از او امید خیر برود، مردم از شر او در امان باشند، کار خوب دیگران را بزرگ بشمارد - گرچه کوچک باشد، کار خوب خود را کم بشمارد- گرچه زیاد باشد، از مراجعه دیگران برای احتیاجاتشان خسته نشود، در طول زندگی از طلب علم خسته و دلسرد نشود، فقر در راه خدا را از ثروت بیشتر دوست بدارد، ذلّت در راه خدا از عزّت در کنار دشمن خدا برایش محبوب تر باشد، و میل او به گمنامی از مشهور شدن بیشتر باشد. اما خصلت دهم که خیلی مهم است این است: همه را از خود بهتر و پرهیزگارتر ببیند. وقتی شخص بد و پستی را ببیند، بگوید او بهتر از من است، زیرا چه بسا خیر او در درونش پنهان است، بر خلاف خیر من که ظاهر است. و اگر فردی را ببیند که از خودش بهتر و پرهیزگارتر است، برای او تواضع کند تا به درجه او برسد. و چون این خصلت را دارا شد، بزرگواری اش بالاتر می رود، خیر و خوبی اش بهتر و پاکتر می‌گردد، پاداش نیکو دریافت می‌کند و سرور اهل زمان خود می‌شود.

5- زمانی خواهد رسید که اگر عافیت ده قسمت بشود، 9 قسمت آنها در کناره گیری از مردم محقق می‌شود و یک قسمت دیگر در سکوت.
6- کمک به یک فرد ضعیف بهتر از صدقه دادن است.
7- مؤمن در حال غضب هم از دایره حق بیرون نمی‌رود و در حال رضایت هم در باطل داخل نمی‌گردد و هرگز بیش از حق خود مطالبه نمی‌کند.
8- هرگاه بندگان خدا گناهان تازه‌ای انجام دهند، که سابقه نداشته است، خداوند هم آنها را به بلاهایی تازه مبتلا می کند که پیش از آن ندیده‌اند و نمی‌شناسند.

9- روزی حضرت رضا علیه السلام از یکی از غلامان خود پرسید:«آیا امروز چیزی در راه خدا انفاق کرده اید؟» غلام گفت:«نه.» امام فرمود:«پس خداوند از کجا به ما عوض دهد؟! برو چیزی در راه خدا انفاق کن، حتی اگر یک درهم باشد.»

10- حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: «اگر خوشحال می‌شوی که با ما در درجات بلند بهشت باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک و برای خوشحالی ما مسرور باش! بر تو باد دوستی ما اهل بیت. بدان اگر کسی سنگی را دوست بدارد، خداوند او را در روز قیامت با آن سنگ محشور می‌فرماید.»

/

چهارمین اردوی زیارتی کبوتران حرم کانون حضرت فاطمه الزهرا (س) برگزار شد.

مسئول کانون حضرت فاطمه الزهرا (س) گفت: چهارمین اردوی زیارتی مشهد مقدس با عنوان کبوتران حرم  برگزار شد.

محمد رضا کارگر در گفتگو با خبرنگار شبستان در قم با اعلام این خبر افزود: این اردو در در روزهای ۲۳ تا ۲۷شهریور برگزار شد و اعضای کانون حضرت فاطمه الزهرا (س) به زیارت حضرت رضا (ع) مشرف شدند.

وی افزود: در اردوی کبوتران حرم ۳۷ نفر از اعضا شرکت داشتند و این اردو به نوعی اختتامیه فعالیت های این کانون در ایام اوقات فراغت تابستان به شمار می رود.

 مسئول کانون حضرت فاطمه الزهرا (س) گفت: ایجاد فضای دوستانه همراه با تقویت روحیه معنوی اعضا کانون در قالب زیارت دسته جمعی از حرم حضرت علی بن موسی ارضا(ع)  یکی از اهداف این اردو بود.

وی با اشاره به استفاده مناسب از این فرصت جهت ایجاد همفکری بیشتر بین اعضای این کانون خاطرنشان کرد: مسابقات و بحث های آموزشی  و همچنین بازی های آموزشی از قبل برای زمان های فراغت شرکت کنندگان برنامه ریزی شده بود که در زمان حضور زائران در کوپه های قطار اجرا شد.

وی ادامه داد: در محل اسکان اعضا نیز برنامه های آموزشی در قالب حلقه های معرفت برگزار شد.

کارگر در پایان تصریح کرد: بازدید از موزه مرکزی حرم مطهر و همچنین شرکت در نماز جمعه حرم امام رضا (ع) از جمله دیگر برنامه های این اردوی زیارتی بود. 

 کودکان در مسجد فقط امر و نهی نشوند


اندیشه - خبرگزاری مهرنوشت:

کارشناسان و متولیان فرهنگی با تأکید بر اینکه کودکان نباید در مساجد فقط امر و نهی شوند تأکید کردند: همانطور که برای مسجد خادم و برای نماز مکبر و مؤذن داریم بهتر است برای نگهداری از بچه‌های نمازگزاران نیز مهدکودک داشته باشیم.
شرفخانی:‌ایجاد جذابیت در مساجد موجب حضور بیشتر کودکان می شود

حجت الاسلام احمد شرفخانی معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه در مورد لزوم فراهم سازی مکانی برای حضور کودکان در مساجد هنگام برگزاری نماز جماعت همراه با والدین گفت: ایجاد جذابیتهایی در مساجد برای کودکان موجب حضور بیشتر آنان خواهد شد و با نشاطی که در مساجد اتفاق می افتد، شهد شیرینی مسجد و حضور در مکانهای مقدس در کام کودکان ماندگار می شود.

وی یادآور شد: در مساجد ابزارهای کودکانه می تواند در جذب کودکان تأثیرگذار باشد اما باید دو نکته را در نظر گرفت؛ اولا باید از ابزارهایی استفاده کنیم که علاوه بر ایجاد نشاط ، این جذابیت در کودکان همراه با معنویت و همخوان با ساختار مسجد باشد نه اینکه از ابزارهایی بهره ببریم که در طول زمان ممکن است مخالف با اهداف اصلی مساجد باشد.نکته بعدی این است که آن ابزارها و مکانی که در مساجد برای کودکان استفاده و یا ساخته می شود باید در راستای فضای معنوی و عبادی باشد و به اصل ساختار مسجد ضربه نزند.

ابطحی:ساخت خانه کودک در کنار مسجد/ مسجد باید عامل نشاط و شکوفایی کودکان باشد

محمدجواد ابطحی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز، نقش مثبت فضای سبز و زیبا در اطراف مساجد را مورد تأکید قرار داد و با استناد به سیره پیامبر (ص) در جذب کودکان، پیشنهاد کرد: همانطور که "خانه عالم" داریم می‌توان "خانه کودک" را در کنار مساجد متناسب با معماری و فضای معنوی مساجد درنظر گرفت.

وی با تأکید بر نقش تأثیرگذار فضای دل انگیز و سرسبز و زیبا در اطراف مساجد در جذب کودکان و نوجوانان تصریح کرد: اگر این روحیه شادی و نشاط در بچه با ورود به مسجد حاصل نشود، کودک تصور می کند که مسجد جای یک عبادت خشک و تلخ و خسته کننده و همراه با گریه و زاری است.

ملک محمدی: ایجاد فضایی برای کودکان در مسجد عامل افزایش نمازگزاران خواهد بود

حجت الاسلام حسن ملک محمدی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز در این مورد گفت: در برخی از کشورهای اسلامی هم به لحاظ معماری و هم به لحاظ طراحیهای مناسب و ایجاد مناظر جذاب طبیعی و سرسبز و اختصاص مکانی برای کودکان در ساعات حضور در مساجد آنها را به این اماکن مقدس جذب می کنند که بهره گیری از تجارب اینگونه کشورها می تواند در برنامه ریزی ما برای انس گیری نسل آتی آماده کند.

رئیس فراکسیون حج و زیارت تصریح کرد: اگر مساجد ما به صورت سازمان یافته به برنامه ریزی درست در جذب کودکان بپردازد حتی در افزایش نمازگزارن در سطوح سنی بالا مؤثر خواهد بود یعنی کودکی که علاقمند به مسجد می شود بطور طبیعی پدر و مادر و برادر و خواهر خودش را وادار می کند که در وقت نماز در مسجد حضور داشته باشند که او نیز به برنامه کودکانه خود بپردازد و آنها نیز به اعمال عبادی خود.

اکرمی: مساجد را چند منظوره کنیم

حجت الاسلام سید رضا اکرمی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس بر لزوم ایجاد مکانی برای حضور کودکان در مساجد با توجه به سیره پیامبر(ص) تأکید کرد و گفت:‌ همانطور که برای مسجد خادم و برای نماز مکبر و مؤذن داریم بهتر است برای نگهداری از بچه‌های نمازگزاران نیز مهدکودک داشته باشیم.

وی یادآور شد: از صدر اسلام و از زمان حیات پیامبر اسلام(ص) مساجد از نظر کارآمدی و بهره وری ابعاد مختلفی داشتند یعنی مساجد هم محل نماز هم محل مشورت، هم محلی برای برگزاری مراسم عروسی و هم سنگری برای حضور در جبهه ها و هم محل قضاوت بودند اما متأسفانه هرچه از ابعاد و اصول اساسی اسلام فاصله گرفتیم از جامعیت و محوریت مساجد نیز دور شدیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: باید ابتدا نگاهمان را نسبت به مسائل فرهنگی و به ویژه مسجد اصلاح کنیم و از ابتدایی که شهری ساخته می شود، زمین وسیعی در نظر گرفته شود که یک نقطه از آن برای نماز باشد و ساختمانهای جنبی شامل کتابخانه، صندوق قرض الحسنه، کلاسهای آموزشی و مهدکودک و... باشد.

قرائتی: حکایت حدیثی که اشتباه تفسیر شد!

حجت الاسلام تقی قرائتی مدیر مؤسسه مسجد در مورد امکان حضور کودکان در مساجد به خبرنگار مهر گفت: پیامبر اسلام(ص) در مسجد النبی محلی برای حضور بچه ها به نام روضة الطفلان یعنی باغ بچه ها قرار دادند. بهتر است امروز نیز ما به تبعیت از سیره پیامبر در مساجد خود مهدکودکی طراحی کنیم که کودکان با حضور مربی بتوانند کارهای مورد علاقه خود را در مسجد انجام دهند.

قرائتی با انتقاد از تفسیر نادرست از حدیثی که تأکید دارد دیوانگان و کودکان را در مساجد راه ندهید تصریح کرد: معنای حدیث این نیست؛ در زبان عربی گاهی کلمات دو سه معنی دارد و باید با کلمات بعدی و مضمون جمله معنا شود. معنی این حدیث این نیست که کودکان و دیوانگان را از مسجد بیرون کنید بلکه در اینجا دیوانه ای منظور است که مسجد را به هم بریزد و مردم نتوانند عبادات خود را در آرامش انجام دهند تازه او را هم حق نداریم به زور و کتک از مسجد خارج کنیم بلکه باید او را به ترفندی منصرف کنیم.